ابراهيم عاملي ( موثق )
371
تفسير عاملي ( فارسي )
المخلصين « مريم گفت : » اعوذ بالرّحمن « دو خلعت يافت : يكى بشارت » لاهب لك غلاما « ديگر ديدار جبرئيل » انا رسول ربّك « مصطفى گفت » اعوذ بك من همزات « دو خلعت يافت : يكى رعايت و عصمت » و اللَّه يعصمك « ديگر كرامت شفاعت » و لسوف يعطيك « ، سزد از خداوند كريم بنده نواز كه چون بنده ى مؤمن گويد » اعوذ باللَّه « در حال او را از دشمن عصمت دهد كه ميگويد » انّه ليس له سلطان « . تأويلات كاشانى : چون نفس جايگاه تيرگى و پليدى است مناسب است با وسوسه ى شيطان و تسليم به او ، پس اگر انسان از مقام نفس يعنى دلبستگى بتيرگى و پليدى بسوى ساحت قدس و جناب حقّ بالا رفت شيطان بر او تسلَّط نخواهد داشت چون طاقت برابرى نور حقّ ندارد ، و قلب جايگاه فرود آمدن و جلوه كردن پرتو حقّ است و ناحيه ى صفات قدس الهى است و از دسترس شيطان بدور ، پس بايد بدل پناه برد و بنور خداوندى كه در آن هست تا پايگاه ايمان بوسيله ى يقين مستحكم شود و بمفاد « لَيْسَ لَه سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا » اوّل درجه ى مصونيّت از شيطان بيقين و ايمان در دل صاف فراهم شود ، ولى اين يقين جلوگير كامل تسلَّط شيطان نخواهد بود مگر بمقام شهود افعال برسد كه آنچه بيند و به او رسد از جان و دل تصديق كند كه حقّ است و حقيقت و خير و صلاح خود در آن مشاهده كند ، و آن وقت است كه بمقام توكّل رسيده است و مصداق اين جمله ى آخر آيه است « وَعَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ » و همين است كه اهل سلوك گفتهاند : هيچ يك از مقامات كامل نيست مگر از پس ترقّى بمقام بالاتر ، و از اين جهت در اين آيه پس از بالا رفتن از مقام نفس و رسيدن بمقام قلب و ساحت صفات حقّ درجه ى كامل آن ياد شده است كه مقام توكّل است ، و چون دوستى وقتى فراهم مىشود كه ميان دو فرد رابطه و تناسب باشد ، مقام نفس كه تيرگى و پليدى است مناسب با شيطان است و صاحبان چنين مقام دوست او و بفرمان او هستند چنان كه گفته شده است « انّما سلطانه على الَّذين يتولَّونه » . روح البيان : براى استعاذه چند فايده متصوّر است : 1 - ياد كردن شيطان